تبليغاتX
محرم در مراغه چه عالمی دارد؟

استاد حاج رحیم خاکى

 

 

 

آقاى رحیم خاکى در ۳۰ خرداد ماه سال ۱۳۵۱ هـ.ش در شهر مراغه در استان آذربایجان شرقى در میان خانواده اى مذهبى و اهل علم پا به عرصه وجود نهاد. جو مذهبى خانواده و علاقه بسیار به فراگیرى قران و مسائل دینى زمینه بسیار مناسبى براى علاقه مندى او به مسائل قرآنى شد. اهتمام خانواده بخصوص پدربزرگ ایشان که حافظ برخى سور مختلف قرآن بوده و با صوتى زیبا به تلاوت آیات قرآن مى پرداخت یکى از عوامل مهم تربیت قرآن ایشان بود. پدر او آقاى کریم خاکى که مدیر دبستان بود و سالها در مسجد محله قدیمى به تدریس قرآن و احکام مى پرداخت تمام تلاش خویش را براى پرورش مذهبى فرزندش بکار بست. خود او درباره نخستین طلیعه هاى این پرورش قرآنى مى گوید: بى شک همان تربیتى که پدر بزرگم به هنگام تولد در کامم نهاد و همان آیاتى که در گوشم زمزمه کرد اولین نشئه جان بخشى خواهد بود که تا ابد جان و روحم را سیراب خواهد نمود.

رحیم خاکى نخستین آموخته هاى قرآنى را به هنگام برگزارى جلسات قرآنى که در منزلشان برگزار مى شد دریافت نمود در همین جلسات بود که در کنار پدر به استماع آیات قرآن گوش جان فرا مى داد و نخستین تلاوتهایى که او را مجذوب نمود، تلاوتهاى مرحوم استاد عبدالباسط بود که به تقلید از او تلاوت سوره مبارکه ضحى را در بسیارى از مراسم شهر مراغه اجرا مى کرد و مورد استقبال قرار مى گرفت. در مدرسه به او لقب عبدالباسط کوچک دادند.

او پس از مدت ۵ سال به تقلید حرف از استاد مرحوم منشاوى پرداخت زیرا به عقیده او بدون تقلید نمى توان از چهار چوب تلاوت آگاهى پیدا کرد. در یکى از مساجد شهر مراغه اولین جلسه عشق به قرآن به صورت جدى در جانش زده شد و بدین سان آموزش قرآن را براى نخستین بار در کلاسهاى انجمن اسلامى مکتب قرآن زیر نظر استاد اصغر محمد نژاد فرا گرفت. خاطره اى شنیدنى از تلاوت او در ۶ – ۵ سالگی خالى از لطف نیست: او مى گوید ۶ - ۵ سالم بود که در یک محفلى از من خواستند که قرآن بخوانم و منکه دو سه آیه اول سوره ناس را بواسطه والدینم یاد گرفته بودم با یک صداى بلند و جیغ مانندى شروع به خواندن کردم. پس از این خواندن مورد تشویق حضار قرار گرفتم که از خجالت از مسجد فرار کردم.

حاج رحیم خاکى در سال ۱۳۶۱ در سن ده سالگى نخستین تلاوت رسمى خود را شامل تلاوت سوره هاى ضحى و انشراح به سبک مرحوم عبدالباسط و در مراسم رژه نیروهاى مسلح مراغه اجرا نمود. او تحصیلات ابتدایى تا اخذ دیپلم را در فاصله سالهاى ۱۳۵۸ - ۱۳۷۰ در شهرستان مراغه به پایان رساند. پس از آن با پذیرفته شدن در رشته زبان و ادبیات فارسى تحصیلات خود را در مقطع کارشناسى در دانشگاه علامه طباطبائى به پایان رساند و فوق لیسانس مدیریت بین‌الملل از کشور لهستان و دانشجوی دکتری مدیریت رسانه در دانشگاه تهران و عضو هیات علمی رسمی جهاد دانشگاهی است.

رحیم خاکى در سال ۱۳۵۶ در سن ۵ سالگى آموزش روخوانى و روانخوانى قرآن را در شهر مراغه آغاز نمود که این دوره تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت. او از سال ۱۳۶۰ دوره آموزش تجوید مقدماتى را آغاز نمود و پس از فراگیرى دوره تجوید مقدماتى قرآن، از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۶۹ دوره تجوید عالى و از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰ دوره آموزش صوت و لحن مقدماتى قرآن کریم را به پایان رساند او پس از آن در سال ۱۳۷۱ - ۱۳۷۰ در حضور استاد حنیفى دوره عالى آموزش صوت و لحن را در دانشگاه تهران تکمیل نمود.

رحیم خاکى از اساتید انجمن اسلاى مکتب قرآن شهر مراغه از جمله شهید حمید پرکار، شهید نادر قادرى شهید الله یارى بعنوان اولین اساتید خویش یاد مى کند از جمله اساتید و دیگر معلمان او شهید دوستان و شهید عادل نسبت هستند که در مسیر تربیت قرآنى او بسیار تلاش کردند همچنین او از استاد حنیفى در دانشگاه تهران و استاد خدام حسینى در مسجد ابوذر تهران نکات بسیارى را در زمینه صوت و لحن و مسائل قرآنى فرا گرفته است.

آقاى رحیم خاکى در سال ۱۳۷۴ با یکى از اقوام ازدواج نمود همسر ایشان نیز خانه دار است و نسبت به فراگیرى علوم قرآنى و پرورش قرانى فرزندشان بسیار مشتاق است. آقاى خاکى بسیار از موفقیتهاى خود را مرهون زحمات همسرش مى داند.

رحیم خاکى چند سال در مسجد کوى دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشته است همچنین در مسجد امام صادق محله صادقیه نیز جلسات قرآن را برگزار نموده است. او به خوشنویسى، نقاشى و موسیقى سنتى و موسیقى هاى اصیل مصر علاقه دارد و در زمینه اى ورزشى به فوتبال، ورزشهاى رزمى و تنیس روى میز علاقه مند است. او از اساتید؛ محمد رفعت، عبدالفتاح شعشاعى، مصطفى اسماعیل، کامل یوسف و محمد صدیق منشاوى بعنوان ۵ قارى برتر کشور مصر از آغاز تا کنون نام مى برد.

وی هم چنین بنیان گذار و موسس خبرگزاری قرآنی ایران، شهر الکترونیکی قرآن، دانشنامه الکترونیکی قرآن، دایرکتوری وب لاگ‌های قرآنی، مجله رایحه، نشریه عقیق، فصلنامه پژوهشی مطالعات میان رشته‌ای قرآنی، مسابقات بین المللی قرآن دانشجویان مسلمان، کانونهای تخصصی قرآن دانشجویان، جشنواره مطالعات قرآنی، جشنواره ادبی، هنری قرآنی دانشجویان، جشنواره بین المللی وب لاگهای قرآنی، جشنواره بلوتوث‌های قرآنی، بخش دانشجویی نمایشگاه بین المللی قرآن و سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان ایران می‌باشد. از مهمترین آثار ایشان می‌توان به انتشار آلبوم آموزش صوت و لحن و نغمه شناسی قران سال ۱۳۷۲ در قالب ۸ کاست درسی از سوی انتشارات دانشکاه تهران و آلبوم آموزشی که شامل ۲ کاست و ۱ کتاب از سوی موسسه سبز آرنگ اشاره کرد. به اعتقاد اکثر اساتید قرآنی کشور انتشار این آلبوم نقطه عطفی در فعالیتهای قرآنی کشور بود چرا که انحصار یاد گیری نغمات و الحان قرآنی شکست و مو جب عمومی شدن این علم در کشور شد. استاد رحیم خاکی در اجرای سبکهای مختلف مهارت ویژه داشته و یکی از مقلدین سبکهای قدیمی تلاوت قران در جهان اسلام است. به دلیل انتشار آلبوم آموزش صوت و لحن به زبانهای مختلف رحیم خاکی تنها استاد ایرانی است که در کشورهای عربی آ ثارش تدریس می‌شود. رحیم خاکی به زبانهای فارسی، آذری، ترکی استانبولی، عربی وانگلیسی مسلط است وبا زبانهای لهستانی و روسی آشنایی دارد. رحیم خاکی صاحب نظریه قرآنشهر یا شهر حقیقی قرآن است که سالهاست این موضوع را در عرصه ملی و بین المللی پیگیری می‌کند. در سال ۱۳۸۳ در اولین همایش نخبگان از طرف رییس جمهور وقت و به انتخاب سازمان اوقاف و امور خیریه مورد تجلیل قرار گرفت. همچنین وی اولین استاد جوان ایرانیست که در مهر ماه سال ۱۳۸۹ از طرف بنیاد ملی نخبگان به عنوان نخبه قرآنی معرفی شده و نشان درجه یک این بنیاد را از دست رییس جمهور دریافت کرد.

وی هم اکنون در زمینه فعالیتهای قرآنی بخصوص برگزاری مسابقات قرآنی فعالیت دارد.

 

2. رتبه‌های کسب شده

   1. نفر اول مسابقات دانشجویان کشور سال ۱۳۷۳ مشهد مقدس

   2. نفر اول مسابقات بین‌المللی کشور سوریه سال ۱۳۷۶ سوریه

   3. نفر اول مسابقات اوقاف سراسر کشور سال ۱۳۷۹ کرمانشاه

   4. نفر اول مسابقات بین‌المللی ایران سال ۱۳۷۹ تهران

   5. نفر اول دومین دوره مسابقات تیمی رشته قرائت سال ۱۳۸۱ اصفهان

   6. رتبه اول مسابقات همسرائی مطلع‌الفجر سال ۱۳۷۴ تهران[۴]

 

3. مسئولیت‌ها

   1. مسئول کانون قرآن دانشگاه تهران حدود ۶ سال (تا سال ۱۳۷۷)

   2. مدیرعامل خبرگزاری قرآنی ایران (از آبان‌ماه ۱۳۸۲ ادامه دارد)

   3. عضو کمیته قرآن شورای عالی انقلاب فرهنگی (از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵)

   4. عضو شورای عالی قرآن سازمان اوقاف و امور خیریه (سال ۱۳۷۹)

   5. دبیر جشنواره قرآنی دانشجویان ایران در دوره‌های یازدهم (۱۳۷۴)، هفدهم (۱۳۸۰)، هجدهم (۱۳۸۱)، نوزدهم (۱۳۸۲)، بیستم (۱۳۸۳)

   6. مدیر مسئول دو هفته‌نامه خبری، قرآنی «رایحه» از سال ۱۳۸۳

   7. مدیر بخش دانشجویی نمایشگاه بین‌المللی قرآن‌کریم در دوره‌های دهم (۱۳۸۱)، یازدهم (۱۳۸۲)، دوازدهم (۱۳۸۳)، سیزدهم (۱۳۸۴)

   8. دبیر اولین و دومین مسابقات بین‌المللی قرآن دانشجویان مسلمان در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۸۵

   9. رئیس سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان ایران سال (از سال ۱۳۸۰ ادامه دارد)

 

4. فعالیت‌ها

   1. عضویت در گروه تواشیح بین‌المللی قدر (از سال ۱۳۷۳ ادامه دارد)

   2. مسافرت جهت قرائت قرآن در مدینه و مسجدالحرام در ایام حج تمتع ۷ سال در سالهای (۱۳۷۶، ۱۳۷۹، ۱۳۸۰، ۱۳۸۱، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۷)

   3. مسافرت جهت قرائت قرآن به کشورهای: ترکیه ۲ بار در سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۷۸، سوریه، اردن، عراق ۱۳۷۶، ترکمنستان، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، اتریش ۱۳۷۴ و ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷، انگلستان، چین، مقدونیه، مالزی، امارت متحده عربی و آلمان

   4. تدریس داوری رشته لحن قرآن از سال ۱۳۷۴ (ادامه دارد)

   5. تدریس الحان قرآنی از سال ۱۳۷۱ در دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور (ادامه دارد)

   6. داوری در مسابقات کشوری، دانشجویی و اوقاف، دانش‌آموزی و سایر مسابقات از سال ۱۳۷۴

   7. داوری در رشته تواشیح مسابقات کشوری سازمان اوقاف از سال ۱۳۷۹

 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 9:3 موضوع | لینک ثابت


حسینیه حاج غفار

 قدیمی ترین حسینیه مراغه كه به طورمعمول جلسات قرائت وتفسیر قران كریم .آموزش قران وهمچنین عزاداری سیدالشهدا (ع )در آن برگزار می شود . حسینیه حاج غفار است كه پیش از 200سال قدمت دارد . این مكان مقدس كه متشكل ازیك حسینیه شش گوش وشش اتاق چنبی شامل قسمت زنان دردوطبقه .چایخانه .كفش كن و اشپزخانه است بایك ایوان وچهارستون به شیوه معماری كربلای معلا ساخته شده است .مؤسس این حسینیه مرحوم حاج غفار بوده كه 200سال پیش در مقابل حسینیه قدیمی خود اقدام به احدات حسینیه جدیدی كرده است .حسینیه قدیمی ویك حمام كه به حال مخروبه درآمده اند دراطراف حسینیه جدید دیده می شود كه متو لیان هیئت می گویندقصد مرمت واحیای این دو مكان را دارند . درداخل حسینیه كه مفروش است نصاویر متعددی از صحنه های قیام به صورت نقاشی دیده می شود وشعارهای مختلفی در وصف امام حسین (ع) بر پارچه های رنگارنگ نوشته وبردیوارحسینیه نصب شده است .آنچه كه در این حسینیه به خوبی مشهود است تصاویر نقاشی شده ودست نوشته های مختلفی است كه ازسوی مردم به حسینیه اهداشده كه دریكی ازاین آثاركه با استفاده ازقطمات چوبی درسال 1342 نوشته شده دو تصویرازچضرت امام خمینی ره وآیت الله العظمی بروجردی دیده می شود .خادمین چسینیه می گویند:این اثر ازسال 42 ناكنون به همین صورت درحسینیه نگهداری شده است .
تمام هزینه ساخت حسینیه حاج غفار كه سه صحن دارد از سوی مرحوم حاج غفارتامین شده واز200سال پیش تا كنون در ظهرعاشورا یك وعده غذا 20تا30هزارنفر دراین مكان اماده و توزیع می شود.همچنین در این مكان تصویر نقاشی شده ای ازسرمبارك امام حسین(ع)نگهداری می شود كه این تصویر فقط در بعدازعاشوراسه نوبت جمعابه مدت سه دقیقه در معرض دید عزاداران قرار می گیرد.متولی هیئت می گوید: این تصویر ازیك اثر كه درموزه "لور" فرانسه نگهداری می شود كپی شده است.
وی گفت:این تصویر زمانی كه سر مبارك امام حسین (ع) را بعدازواقعه عاشورا برنیزه به سوی شام حمل می كردند توسط یك نقاش كه درآن مكان حاضر بوده كشیده شده است. این تصویر به قدری جاذبه دارد كه یك بار دیدن آن انسان را از خود بی خود می كند ودر عصر عاشورا ازدحام جمعیت برای دیدن این تصویربه حدی می رسد كه ماموران مجبور می شوند از بعد از ظهر راههای ورودی به این مكان را ببندند. قران دوستان وقرآن پژوهان مراغه وهیئت های عزادار ارادت خاصی به این حسینیه دارند ومعتقدند كه هر كس به این حسینیه منوسل شده ونذر كند بدون شك ظرف یك سال حاجتش برآورده می شود. در این حسینیه یك اجاق برای پخت غذا وجود دارد كه معروف به اجاق ابوالفضل(ع)است وبیماران ونیازمندان در روزهای هفتم تا دهم محرم بابست نشستن دراین مكان شفای خودرا طلب می كنند كه بسیاری ازآنان تاكنون شفا یافته اند. یكی از خادمان حسینیه حاج غفار می گوید:این اولین حسینیه وهیئت درمراغه بوده وهیئت های عزادار بعدی بتدریج بعد ازآن شكل گرفته اند. این حسینیه از200 سال پیش تاكنون از سوی متولیان آن فعالیت خودرا ادامه داده است. این مكان تاكنون توسط نوادگان مرحوم حاج غفار اداره شده است.این مكان دقیقا" از روی كربلا نسخه برداری شده ودرآن زمان مرحوم حاجی غفار به همراه گروهی به كربلا می روندوبا الگوبرداری از كربلا و برنامه های عزاداری در آنمكان مقدس اقدام به ساخت حسینیه و برنامه عزاداری در مراغه كرده و اگر چه ما آذری زبان هستیم ولی تمامی برنامه های عزاداری ونوحه ودعا در این مكان به زبان عربی انجام می شود.این مکان در طول روزهای پنجشنببه وجمعه برای انجام مراسم قرائت وتفسیر قران مورد استفاده قرار میگیرد اما از ابتدای محرم تا پایان صفر همه روزه پذیرای عزاداران حسینی است. در روز اول محرم این مکان توسط زنان غبارروبی می شود و روز دوم محرم هیئت عزادار این حسینیه به صورت دستجات عزادار به بازار می روند و عزاداری می کند.
برنامه عزاداری ازروز سوم محرم آغاز می شود.در روز هشتم مراسم عباس گویان در این مکان اجرا می شود ودر روز تاسوعا دستجات عزادار بااجرای مراسم زنجیرزنی وگفتن لبیک لبیک یا حسین درخیابان های شهر عزاداری می کنند. درروز عاشورا بعداز نماز صبح وزیارت عاشورا هیئت احرام پوشان به میدان مرکزی شهر که قبلا بخشی از یک مسجد بود می روندوباطلوع آفتاب به محل هیئت برمی گرددوآنگاه به صورت دسته های زنجیر زنی برای مراسم عاشورا باگفتن الله الله حسین وینا(خدایا خدایا حسین چه شد)به مصلای شهر می رود.مردم ازسراسر کشور در ایام محرم برای ادای نذر ونذورات خود به این مکان می آیندوخیلی ازآنان حاجت خود راگرفته اند.چون مردم با نیت خالصانه به این مکان می آیند و خداوند هیچ یک ازآنان را نامید نمی کند. درطول دهه نخست محرم جمع زیادی از مردم بااسکان درصحن های سه گانه حسینیه شبها را درآنجا می گذرانندوبرای پخش غذاهای نذری خود درانتطارمی مانند.دراین مکان که علاوه براجاق ابوالفضل بیش از20 اجاق دیگربرپاشده درایام محرم روزانه دهها نوع غذاوآش پخته می شود وبین مردم و هیئت های عزادار توزیع می شود.
مراغه دومین شهرستان بزرگ آذربایجانشرقی پس ازتبریز است که مراسم عزاداری ماه محرم به گونه ای متفاوت باسایر شهرهای کشور باشکوه ونظم خاص وبرنامه های منحصربه فرد درآن به اجرادرمی آید. مراسم شاه حسین وای حسین .علم بندی .عباس گویان.واحرام پوشان ازجمله برنامه های عزاداری ماه محرم در مراغه است وعلاوه برآن مراسم طشت گذاری وشبیه خوانی سینه زنی وزنجیرزنی در این حسینیه برگزار می شود.

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 9:1 موضوع | لینک ثابت


آیین های محرم درمراغه

 
از واقعه کربلا تقریبا 1300 سال و اندی می گذرد و این واقعه پیوسته در زندگی مردم ایران طنین داشته است و تقریبا با سنت ها، شعائر، مراسمات و آیین های خاص در زندگی مردم ما رسوخ کرده است. مراسمات محرم از مناظر مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است که این کثرت دلیل بر گستردگی و غنای این فرهنگ در تفکر اسلامی – ایرانی دارد.

 نمادها در این فرهنگ بیانگر مصادیقی گسترده و ژرف هستند. گویی نمادها و اشکال بی زبان در این فرهنگ همچون زبانی گویا، عظمت واقعه کربلا را به فریاد در آورده اند.

علم ها، طوق ها و بیرق ها، در درازای تاریخ کربلا، وقتی در کنار تعزیه ها با داستانهای متفاوت شبیه سازی می شوند در واقع هر کدام توصیفی است که برتر از چندین مجلد و کتاب گویا می شوند.

و البته این نمادهای به ظاهر ساده، اغلب با هاله ای از تقدس اعتقادی و اسطوره ای همراه اند. و در یک نگاه کلی مراسم ماه محرم سرشار از این نشانه های نمادین است که در دسته گردانیها و شبیه خوانیها جلوه می کند.

این نمادها در مجاورت با رنگ، آهنگ، شعر، و حتی نقاشی و پرده ها ظهور می نمایند و بعضی از این نمادها به مرور زمان از قالب نمادین خارج و در قالب یک رسم و یک باور می نشیند.

قداست عَلَم در جایگاه خود مقامی عالی دارد و وقتی بر پایه میله های استوانه ای به ارتفاع می رسد، نشان از بالندگی، زندگی و اوج دارد ولی همین عَلَم اگر در قالب بر طرف شدن حاجت دلهای مومنین و رفع حاجت آنان گردد یک سنت را پی ریزی می کند و از آن علم جوشی ( جوشلی علم) بر باورها می نشیند و از اینرو است که (علم بندی و علم واچینی) نمود های دیگر قداست عَلَم است.

و یا دسته گردانی و برپایی دسته جات شاخسی (شاه حسین – وای حسین) که در واقع حرکتی است جمعی، هم آوا و هم آهنگ.

دسته گردانی در قالب یک الگوی کهن در اصل و بنیان خود حرکتی است در جهت تحرک بخشیدن به مردم و وقتی دسته گردانی با آهنگهای مقطع و ترجیع نوحه ها ادغام می شود، در زمانی که با آهنگ نوحه، پاها بر زمین کوبیده و شمشیرهای چوبین در هوا گردانده می شود، گویی صف آرایی در مقابل دشمن صورت می پذیرد و حرکات ملایم دسته گردانی تبدیل به خروش نمادین می گردد که اغلب جلوه ای حماسی دارند.

این دسته گردانی در اولین روز های محرم رنگ و بوی حریت و آزادگی دارد که در شب شام غریبان، نمادی خونین و غریبانه می گیرد و دسته جات در پناه لرزان نورهای شمع با حالتی خمیده و سر در گریبان فضای غمگینانه کربلا را متصور می کنند.

آنجا که می خوانند :

طفل صغیری ز حسین کم شده، کم شده قامت زینب ز اَلم خم شده، خم شده

گویی چشمها نگران و برای یافتن گم شدگان جستجوگر است. و این فرهنگ قرنها با پیچ و تاب تاریخ همچنان سیال،زنده و جاری در عروق ملت ما شکل گرفته است و در آذربایجان به عنوان شهر( ام الهیات) در عزای حسینی تقریبا از دهه آخر ماه ذی الحجه ( بعد از عید قربان) مملو از پرچم و بیرقهای سبز، سرخ و سیاه می گردد و سر درب امامزاده ها، تکایا، مساجد و حتی منازل خاص به آنها ملبس می گردد. و این چنین شور محرم در قالب رنگها در جریان زندگی رهانیده می گردد. و پرچم عزای حسینی قرنها است به همت عاشقان در اهتزار است و افراشته.

مطالب این گزارش حاصل یک دهه پژوهش مردم نگاری استان آذربایجان شرقی می باشد که توسط کارشناسان مردم شناس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آقای علی فلسفی و خانم مریم ابوالفتحی تحقیق و ضبط گردیده است.

این گزارش بخشی از آیین های مرسوم و فرهنگ مردمی می باشد. آیین هایی که در سوگواری امام حسین (ع) به انحاء مختلف مرسوم بوده و انجام می گیرد. تایید و رد این آیین ها و اینکه این رسومات تا چه حد برگرفته از اهداف عاشورایی است مجال دیگری می خواهد.

 

1- دسته های شاخسی

این مراسم پیش درآمد تشكیل هیاتهای عزاداری محرم در آذربایجان است که دسته جات مركب از جوانان و ریش سفیدان محلات می باشد كه به طور جداگانه ساعاتی قبل از غروب آفتاب در نزدیكی مسجد یا تكیه جمع می شوند.

ابتدا در دو ردیف مجزا قرار گرفته در حالی كه با دست راست چوبدستی شاخسی را كه نمادی از شمشیر است در دست گرفته و با دست چپ حلقه در كمر نفر بعدی زده اند، به همراهی نوحه مخصوص شاخسی و حركات ریتمیک پاها و دستها، نوحه خوانی می كنند. معمولا اولین بار سردسته چندین بار با صدای بلند یا حسین را می گوید تا به اصطلاح دم گرفته شود.

از نمونه اشعار شاخسی :

یا حسین وای حسین

یا حسین شاه حسین

و....

حسینیون نوحه سین "دلریش " یازاندا

مسلمان سهلیدیر، كافرده آغلار شاه حسین، وای حسین

كور اولمش گوزلرین قان دوتدی شمرین

كه گورسون اوز الینده خنجر آغلار شاه حسین، وای حسین

حسین كوینكی زهرا الینده

چكرقیحا قیامت، محشر آغلار شاه حسین، وای حسین

آتاندا حرمله اوخ كربلاده

گوریدین دشمن آغلار، لشكر آغلار شاه حسین، وای حسین

قوجاغیندا گوریدین ام لیلا

آلیب نعش علی اكبرَ آغلار شاه حسین، وای حسین

و این چنین دسته های شاخسی جلوی مساجد می خوانند، این تركیب تا شبهای اول محرم به این شكل صورت می گیرد و در شبهای پنجم به بعد دسته گردانی به صورت گردش در محلات شروع می شود.

و زمان شور هیاتها زمانی است كه چندین هیات شاخسی به هم برخورد می نمایند و در این صورت سردسته با فریادهای بلند " شاخسی، واخسی " حیدر، صفدر" حسینیم وای مظلوم اولن حسینیم وای، به آسمانها شنیده می شود. امروز برای تهییج بیشتر گروههای شاخسی از ادوات موسیقی نظیر طبلو سنج نیز استفاده می شود.

 

2- عَلم بندی

آئین سنتی عَلم بندی به صورت كاملاً سنتی در استان آذربایجان شرقی در سومین روز محرم در شهر مراغه واقع در محله دروازه مراغه برپا می شود كه همه ساله بازدید كنندگان مخصوص خود را دارد.

علم مراغه تقریباً 50 متر است كه توسط سرپرست هیاتهای مراغه با انواع پارچه ها و روسری ها نصب می گردد. سال گذشته ( 1385 ) تقریباً با استفاده از 2 جرثقیل موفق به مهار كردن عَلم مذكور شده بودند. حاضرین در مجلس می گفتند هر ساله همین طور است. بعد از نصب پارچه ها و استحكام بخشی علم توسط سیم ها چند نفر از بالابر استفاده كرده و مابقی دستمالها را بر روی آن نصب می كنند. در حین نصب علم هزاران راس گوسفند در زیر پای علم قربانی می شود و هر كس نذری دارد در این روز و در بین اهالی حاضر پخش می كنند. نذورات هر چه است احسان امام حسین است از چای و خرما گرفته تا نان و پنیر. این رسم از آئین های کهن شهرستان مراغه است و تقریبا این عَلم تا اربعین به همان صورت برافراشته می ماند و 28 ماه صفر توسط سینه زنی و نوحه خوانی هیاتهای مراغه علم واچیده می شود.

 

3- مراسم حجله قاسم (ع)

این مراسم در روستای نرج آباد شهرستان مراغه اجرا می شود. در شب پنجم ماه محرم با كمك اهالی روستا، حجله ای از پارچه های رنگین و گل و شیرینی آراسته می شود و در خانه فردی كه همه ساله میزبان حجله قاسم است نهاده می گردد، اهالی محل هر كدام با خلعت و كادویی که برای تزیین حجله می آورند، جمع می شوند. این حجله در آن شب با حضور حاضران سینه زن و زنجیرزن آماده می گردد و بعد از آن شب برای گردش در محلات تا شب عاشورا می گردانند.

 

    

4- مراسم" شمع پای لاما"

در روز نهم محرم ( تاسوعا) به هنگام غروب، مراسم "شمع پای لاما" در اكثر نقاط آذربایجان مرسوم است. هر كس در طول سال برای گشودن مشكلی و گرفتن حاجتی نذر كرده است كه در این چنینی شبی به درب 41 مسجد برود و در هر كدام یك عدد شمع روشن كند، معمولا صاحبان هیاتها و مساجد از قبل جایگاهی را مشخص كرده اند كه مخصوص افروختن شمع باشد. رسم است كه حاجتمندان با پای برهنه این رسم را به انجام برسانند.

معمولا جایگاهی كه محل افروختن شمع است بعد از نماز مغرب محل شاخسی زدن هیات است و شاید این كار به دلیل روشنایی باشد كه در گرو شمع بوده است، چون در سابق روشنایی هیاتها با این وسیله روشنایی تامین می شده است.

5- مراسم خیمه سوزانی

این رسم در اكثر نقاط آذربایجان در ظهر عاشورا (قبل از اذان) برگزار می گردد. كه منتسب به واقعه سوزاندن خیمه های اهل بیت (ع) توسط دشمنان بی رحم می باشد که بعد از آن مراسم اصطلاحاً می گویند "قتیل كسیلدی". اكثراً در نقاطی که شبیه خوانی برگزار می شود، مراسم سوزاندن خیمه با تعزیه این مراسم توام می گردد و برای تهییچ بیشتر مردم و بینندگان تعدادی شبیه خوان كودك را در صحنه نمایش در حالت فرار و شیون قرار می دهند تا تاثیر آن ملموس تر گردد.

 

 

6- مراسم اللهم لبیك

این مراسم یكی از رسم های منحصر به فرد در شهر مراغه و بی شك در ایران می باشد، موعد آن صبحگاه عاشورا است، دسته جات سینه زن و عزادار قبل از طلوع آفتاب دسته دسته در حالی كه كفن بر تن یا حوله ای به نشانه احرام بر بدن پوشیده اند، به حسینیه حاج غفار مراغه می رسند. بعد از اداء نماز صبحگاهی عاشورا در حالیكه صورت ها را گل و خاكستر مالیده اند با پای برهنه دو ردیف تشكیل می دهند.

سردسته این هیات ابتدا با لعنت گفتن بر ظالمان و آل یزیدیان و "بی شمار" گفتن دسته ها، جماعت را آماده می كند، سپس كم كم ورد و دعای مخصوص را می خواند با این مضمون " الله، الله " حسینا واینا؟" یعنی خدایا، خدایا، حسین كجاست؟ كم كم كه شور و شوق جماعت را در بر می گیرد، مردم با هیجان به حالت هروله مانند حرکت در صفا و مروه به جوشش درآمده، در حالیكه با هر گفته ورد مخصوص بر سرها می كوبند، در فواصل معین ورد " اللهم لبیك یا حسین" را نیز می خوانند. یعنی حسین ما برای بیعت آماده ایم.

این مراسم با گردش در نقاط مختلف شهر تا حوالی ظهر ادامه می یابد، و در مسیر اینها قربانی های زیادی ذبح می شود، كه همگی به بساط آشپزخانه حضرت برای اطعام عزاداران اهداء می شود.

 

 

7- گرداندن اسب ذوالجناح

بازگشت اسب بی سرنشین در دشت كربلا یكی از غم انگیزترین صحنه های عاشورایی است، كه درمراغه این حركت نمادین بازآفرینی می شود. برای این منظور اسب سفید رنگی كه ملبس به پارچه های سبز و سفید است در حالیكه آغشته به خون کرده اند، به آن تیر و پیكانهای چوبین نیز متصل می نمایند و بعضا كبوترهای خونین بال را نیز سوار بر اسب می کنند و در بین دسته جات عزاداری می گردانند، زنان و مردان به طواف اسب شبیه دوالجناح می پردازند و هر كس نذرش را که عمدتا پول است به رواندازهای اسب وصل می كند، بعضا قطعاتی از پارچه سبز آن را برای تبرک و گرفتن حاجت و سلامتی از صاحب اسب طلب می كنند، كودكان شیرخوار را از زیر شكم اسب برای مصونیت از بیماری عبور می دهند. این اسب نمادین در حقیقت اسبی خسته و بازگشته از رزم است.

 

 

8- شبیه خوانی

شبیه خوانی یا تعزیه خوانی مجموعه ای از نمایشهای نمادین و یادآوری كننده وقایع كربلا است كه در طول دهه محرم و دو ماه محرم و صفر در اغلب نقاط مراغه  برگزار می گردد.

معمولا در اكثر نقاط مراغه هر روز ازدهه محرم به یکی از این نمایش ها (ورود حضرت ابوالفضل به كنار رود فرات تا شهادت وی و شهادت علی اكبر، توبه حر، شهادت علی اصغر، شهادت امام، آمدن نگهبان شهدا تا مراسم دفن طایفه بنی اسعد و خروج اسراء و بارگاه شام و دربار یزید) اجراء می شود.

علاوه برمراغه در روستای نزج آباد شهرستان مراغه نیز تعزیه خوانان به برپایی مراسم شبیه خوانی مبادرت می ورزند.

 

9- احسان و نذورات ماه محرم

همانند سایر نقاط ایران مردم مراغه نیز همزمان با فرا رسیدن محرم در پخش احسان و ادای قرض فعالیت دارند.

مراغه ای ها اعتقاد ویژه ای به اطعام از سفره اباعبدالله الحسین (ع) دارند و معمولا از غذاهای پخته شده نذری برای تبرک و شفای بیماران به تبرك استفاده می كنند.

مساجد عمدتا در دهه اول به طبخ غذاهای نذری نظیر آبگوشت و پلو یا مرغ مبادرت می ورزند.

بعضی از خانه ها نیز بنا بر یك سنت دیرینه و عمدتا" موروثی روزهای خاص احسان می دهند.

پخش شربت، شیرینی، انواع نانها و شیر گرم و چای و به تازگی انواع ساندویچ نیز در زمره نذورات است. پخش شربت بنا بر تقویم فصلی می باشد عمدتا در فصل های گرم انواع شربتهای خانگی در درب منازل توزیع می گردد.

قربانی كردن گوسفند در زیر پای علم ها و هیاتها نیز از دیر باز ریشه در فرهنگ مراغه دارد.

بعضی از خانه ها هیات های خود را برای صرف صبحانه ای مفصل مركب از سرشیر، ماست، كره، شیر و انواع مرباها و نانهای روغنی و مغزدار دعوت می نمایند.

بعضی ها هم برای ناهار تدارك دارند

همچنین در این دو ماه بساط سفره های نذری حضرت عباس(ع) و فاطمه زهرا(س) و سایر ائمه توسط حاجتمندان كه حاجت روا شده اند متداول است.

یكی از نذورات این ماه گدایی روز عاشورا است و كسی كه حاجت دارد با روی پوشیده همانند سائلین از مردم سائلی می كند نشانه مشخصه این نذر جمع كنی، پای برهنه بودن فرد است. اگر حاجت روا شد، سال آینده همان مقدار پول جمع شده را احسان می دهد.

 

 

.
.

 

.
.

 

.
.

 

.
.

 

 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 8:57 موضوع | لینک ثابت


استاد کریمی مراغه ای

 استاد کریمی مراغه ای سال 1310هجری شمسی در یک خانواده کاملآ متدین و معتقد به اصول و مذهب تشییع و خاندان آل عصمت چشم به دنیای پرآشوبمان گشوده است و گرمی بخش دل مادر بوده و نور امیدی را در دل پدری با احساس و فاضل و متقی روشن کرده است .

دوران کودکی را در جمع خانواده و محدود زندگی فقیرانه ولی با صفا و صمیمیّت خود سپری ساخته است . پدر او مرحوم ذاکر مراغه ای با تحصیلات قدیمه ی خود، شاعریست با احساس که در بازار مراغه به کار شمع ریزی و بقالی مشغول بوده، و با اندک سرمایه ای چرخ سنگین زندگی را به چرخش انداخته بود . گرچه از لحاظ مالی امکانات چندانی نداشته است ولی دارای مناعت طبع بوده که در قبال هر کس و نا کسی سرخم نکرده و با اتکاء به عنایت پروردگار از یک محبوبیت و احترام همگان برخوردار بوده است . در دوران حیات خویش آثاری بس گرانبها از خود به یادگار گذاشته است که مقادیری زیاد از آثار وی هنوز چاپ نشده است . او در زمان حیات خود تربیت فرزند ارشد خویش حسین کریمی را زیر نظر گرفته و برای تعلیم و تربیت فرزند کمربر بسته است .

تحصیلات ، دوران کودکی ،نوجوانی و جوانی :

کریمی تحصیلات اولیه خود را با فراگیری درسهائی از قرآن مجید آغاز و سپس برای اخذ معلومات کلاسیک وارد مدرسه شد و اوایل سال 1320هجری شمسی دست در دست پدر فاضلش قدم به عرصه بازار نهاد . متاسفانه عدم سرمایه کافی نه تنها مانع ادامه تحصیلات آقای کریمی گردید بلکه مانع شد که پدر برای یگانه فرزندش محل کسبی دست و پا کند روی این اصل آقای کریمی بالاجبار برای تامین معاش خود به دستفروشی در بازار مراغه پرداخت و شبها با تنی خسته و رنجور پای درس پدر نشست  و به منظور فراگیری زبان فارسی و قرآن مجید و معلومات عربی و کسب مسائل دینی از پدر کسب فیض کرد تا اینکه توانست با استعداد خدادادی خود خوشه چین بوستان پربار پدر فاضلش گردد و آشنایی کامل با اصول دینی پیدا کند .

     کریمی روزها در حالیکه در کنار کارگاه کوچک شمع ریزی و بقالی پدر بی وقفه کار می کرد و ساعات بیکاری پشت پیشخوان دست فروشی قرار می گرفت و کوی و برزن شهر را برای فروش اجناس خود زیر پا می گذاشت بی توجه به مشقتهای طاقت فرسای زندگی ترانه های امید را در زیر زبان زمزمه و کلماتی را بهم متصل می کرد بی آنکه به ارزش کار خود متوجه شود با آهنگ و موسیقی مخصوص بخود در می آورد . رفته رفته بازی با الفاظ او را متوجه این واقعیت ساخت که کلمات را برشته کشیده و از جابجائی حروف ،کلمات موزونی را بوجود آورده است . گاه می ایستاد و انچه را که زمزمه می کرد روی ورق پاره هایی می نوشت. ولی دل وجرات آن را نداشت که نوشته – ها و گفته هایش را در محضر استاد خود ذاکر ارائه دهد ، چرا که می دانست پدر از چهره های ادب و شمع محفل ادیبان شهر می باشد . تا اینکه روزی از روزها مرحوم ذاکر مراغه ای در کنار بساط دستفروشی پسرش حسین کریمی چشمش به پاره کاغذی می افتد که روی آن حروف و کلماتی به نظم کشیده شده است و تشخیص داد که پسرش با یک تعلیم و تربیت جزئی روزی و روزگاری در سلک شاعران قرار می گیرد ،ولی واقعیت این است که مرحوم ذاکر هرگز در دوران 15سالگی پسرش  نمی توانست این پیش بینی را بکند که فرزند خلفش قد مهای حساب شده اش را جای پای پدر خواهد گذاشت و شاید در آن زمان این تصور نمی رفت که روزی اشتهار و شهرت دست پرورده اش سیمرغ قاف – نشین فضل و ادب و مرزشکن و صدرنشین اریکه اد بیات کشورمان خواهد بود و باز نمی توانست پیش بینی کند که شاگرد مکتب آموز پدر روزی و روزگاری در مقام استادی محافل ادبی قرار خواهد گرفت و شمع جمع ارباب فضل و دانش و شعر و شاعری خواهد بود . 

بهر تقدیر پدر استاد دست فرزند خود را بر گرفت و بسوی گلستان و بوستان همیشه پربار شیخ اجل سعدی شیراز برد و این بار باب شعرو شاعری رودرروی فرزند قرار داد و به تدریس فنون فصاحت و بلاغت و قواعد پیچیده شعری پرداخت . حسین کریمی مراغه ای با دلی پر شور و احساس رفیق و دلی پر کینه از بازی زمان با چشمانی کینه توزانه به آنکه در پایمال حقوق انسانها وحشیانه همّت گماشته اند نگریست تضادهای ناروای حاکم بر جامعه را مورد بررسی قرار داد و آنان را در قالب اشعار خود گنجانید . گرچه استاد ذاکر از پیشرفت شاگرد خود خوشحال بود ولی عقیده و ایمانی که به خاندان عصمت داشته افکار فرزند را بسوی قتلگاه سالار شهیدان و ظلم و جنایت یزیدیان سوق داد ناگفته نماند که مرحوم ذاکر همه هفته عزای حسینی را برپا می داشت و به همت این مرد وارسته مراغه ای هیئت شعرا و نوحه خوانان مراغه بنیان گذاشته است و در آن زمان که مراغه فاقد انجمن ادبی بوده ، شعرا و ادبا در زیر بیرق عزای حسینی جمع می شدند و سرودهای خود را به مشتاقان عرضه می کردند و مورد نقد و بررسی و اصلاح استاد قرار می گرفتند ، و حسین کریمی نیز در این مجالس همراه پدر شرکت می جست و از آن بهره می برد.  حسین کریمی دستی به سر و صورت مغازه شمع ریزی پدر کشیده و در جوار آن به آب نبات ریزی ، سوجوق فروشی پرداخت تا اینکه در سال 1354پدر را از دست داد و باز دکان پدری را ترک نگفت و همچنان جانشین پدر در دکان و در هیئت شعرا و نوحه خوانان قرار گرفت و زمام امور را با لیاقت و با تجربیاتی که از پدر اندوخته بود بدست گرفت .                 

   آثار حسین کریمی مراغه ای :

وی ضمن سرودن مراثی و ذکر مصیبتهای حضرت حسین (ع) با علاقه ایکه به طنز داشته راه طنز را برای اشعار خود برگزید چرا که بخوبی تشخیص داده بود که تنها از راه طنز و فکاهی می تواند دردها و آلام جامعه را به گوش مسئولین امر برساند و باز متوجه شده بود که تنها می تواند مردم به خواب رفته و بی خبر از مظالم ظلم پیشگان را با شیپور طنز بیدار سازد . روی این اصل سروده های خود را در سال 1338هجری شمسی در قالب یک جلد رنگارنگ به قطع جیبی در سیصد صفحه به چاپ رسانید . هنور چند صباحی از تئزیع کتاب نگذشته بود که جلد اول خاتمه یافت و اشعار آمیخته به چاشنی طنز کریمی دیوار خانه ها را شکست و دست بدست مردم مشتاق شهرهای آذربایجان گردید و اشعارش دهن به دهن در کوچه و بازار پخش شد . استقبال مردم ا یک طرف و به هدف نشاندن تیر خواسته های شاعر از طرف دیگر موجبات تشویق و ترغیب میرزا حسین کریمی مراغه ای را برای چاپ دوم (رنگارنگ) فراهن ساخت  ، در سال 1339 جلد دوم رنگارنگ به چاپ رسید و در نتیجه جلد سوم آن را سال 1342به اتمام رساند تشویق و حمایت و علاقه مندی مردم موجب شد که استاد کریمی اشعار طنز و غزلیات خود را در 15جلد تدوین و بچاپ رساند که به شرح زیر می باشد :

جلد اول رنگارنگ             چاپ اول              1338            23 بار تجدید چاپ شده است               

جلد دوم رنگارنگ             چاپ اول              1339            10 بار تجدید چاپ شده است              

جلد سوم رنگارنگ            چاپ اول              1342             10 بار تجدید چاپ شده است            

جلد چهارم رنگارنگ         چاپ اول              1345             10 بار تجدید چاپ شده است             

جلد پنجم رنگارنگ            چاپ اول              1347             10 بار تجدید چاپ شده است             

جلد ششم رنگارنگ            چاپ اول              1353             10 بار تجدید چاپ شده است

استاد کریمی علاوه بر آثار گرانبهائیکه بنام رنگارنگ تدوین کرده اند دارای آثار ارزشمند و سوزناکی در مراثی خاندان آل عصمت و طهارت در 18 جلد به شرح ذیل می باشد :

(14 معصوم ، انتقام کربلا ، دریای اشک ،گلشن عزا ، بزم غم ف آتشکده کریمی ، غوغای انقلاب ، احرام عشق ، جلا لتها ، کتاب غم ، گلستان کریمی ، بوستان کریمی ، از کعبه تا کربلا ) که تا بحال تجدید چاپ شده و در دسترس مشتاقان قرار گرفته است .

   خانواده استاد کریمی :

استاد کریمی از ازدواج با تنها همسر خویش دارای 5 پسر و جمعآ 11 نوه می باشد که همه وهمه پروانگان شمع وجود و مریدان درگاه پدرند و هنوز هم که هنوز است تعالیم مرحوم ذاکر در جمع خانواده کریمی حکمفرماست .

استاد کریمی در حال حاضر شغل پدر را بر اساس علاقه ایکه به کتاب و اشاعه فرهنگ دارد به کتابفروشی تبدیل کرده است و در قسمتی از کتابفروشی در جایگاه خویش با همان کیفیت و صمیمیت پدر مرحومش باقی است و کرسی کوچکی در انتهای مغازه اش و در کنار آن سماور نفتی با چند استکان قرار دارد که این مغازه مرکز تجمع شعرای مراغه ایست که دورادور استاد جمع شده و به رهنمودها و سخنانش گوش فرا می دهند و می توان گفت کلاسی است برای نو آموزان مکتب شاعری.

روزهای جمعه هیئت شعرا و نوحه خوانان تحت رهبری و ارشاد استاد کریمی هر هفته در منزل یکی از شرکت کنندگان برگزار می گردد و علاوه بر آن در ایام مبارک ماه رمضان همه شب بعد از افطار در زیر پرچم هیئت مشتاقان جمع می شوند و روزهای محرم الحرام از اول تا پایان محرم همه روزه مراسم عزاداری ترتیب داده می شود که سخنان حکیمانه استاد رونق بخش این مجالس می باشد . تنها درایام سوگواری اعضای هیئت جمع نمی شوند بلکه ایام اعیاد و جشنهای مذهبی مراسم دیگری برگزار می گردد که در آن از عظمت و شکوه و جلال ائمه اطهار سخن گفته می شود و شعرا سرودهای خود را عرضه می کنند .

 دوران میان سالی و پیری :

استاد کریمی با کبر سن تنی سالم و روحیه ای قوی و عزمی استوار و اراده ای آهنین دارد اغلب در سیروسیاحت است و عقیده بر این دارد که انسان بخصوص شاعر همیشه باید سیرو سیاحت داشته باشد روی این اصل سالی چند بار با دوستان مسافرتها به شهرها می کند و هر بار سفرنامه های منظومی ره آورد این مسافرتها ست که در حال حاضر سفرنامه های کریمی در حدود 300 صفحه  وزیری آماده چاپ می باشد که در هر یک از ابیات سفرنامه ها دریائی از پند و اندرز گنجانیده شده است . سفرنامه های استاد کریمی همه و همه به شهد پند و اندرز آلوده به طنز می باشد اما سفرنامه زیارت شام و بخصوص که اخیرا به مکه مکرمه مشرف شده اند و سفرنامه مذهبی و عرفانی که تنظیم و تدوین کرده اند نه تنها از نظر قدرت بیان بلکه از لحاظ رعایت اصول و قواعد شعری در نوع خود بی نظیر بوده و توانسته است عظمت اسلام و کنفرانس اسلامی را در یک تابلوی بسیار گویا مجسم سازد ولی متاسفانه این سفرنامه ها مانند دیگر آثار استاد همچنان بدون چاپ باقی مانده است و ای کاش تشکیلات عظیم سازمان حج و زیارت و دست اندرکاران تبلیغات اسلامی همتی برای چاپ این آثار ارزشمند اقدامی کنند و هرچند گاه در میان سفرهای زیارتی از وجود شاعرانی استفاده کنند تا حقایق را منعکس سازند و زیبائیها و روحانیت و عرفانی سفر را بهمگان نشان دهند وی از نادر شاعرانی است که با اکثریت شعرا و نوحه خوانان مکاتبات شعری داشته و دارد که اخوانیات کریمی حدود یک جلد 200 صفحه ای رقعی را شامل می باشد که به چاپ رسیده است .

  خصوصیات اخلاقی :

از صفات بارزی که استاد کریمی دارد صفای باطن ، تواضع ، یکرنگی، خاکساری ، ایمان و اعتقادش هرگز اجازه نمی دهد که حتی دوستانش در حضورش غیبت کسی را بکند . صراحت کلام دارد و اندرزگوی که مشتاقان گوهرش مشتاق گوهر کلامش می باشند .با این همه فصاحت کلام و بلاغت و استعداد ذاتی و خدادادی و خلق این همه آثار که هنوز حدود 20000بیت اشعار چاپ نشده ای آماده چاپ دارد و با توجه به استقبال بی حد وحصر مردم از کتابهایش تعجب آور اینجاست که کوچکترین تاثیری در افکار و روحیه فرزند پیر مراغه نداشته و از بخل و حسد گریزان و از غرور و نخوت بدوراست و اگر کسی ناشناخته با ایشان روبرو شود هرگز گمان نمی برد که صاحب این همه گفتار این چنین روحیه تواضع و خاکساری را دارا باشد .

 

 

 

 



 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 8:55 موضوع | لینک ثابت


محرم در مراغه

 آیین هاى عزادارى ماه محرم در مراغه با جلوه ها و تشریفات خاص خود از دهه آخر ماه ذیحجه آغاز و در دهه اول ماه محرم به اوج خود می رسد.

شاخسه ى واخسه ى ، علم بندى ، مالیدن گل متبرک بر سر و صورت ، واى عباس ،بستن احرام ، روشن کردن شمع ، آتش کشیدن خیمه ، آذین بندى اسبها با پارچه هاى زیبا و کبوترهاى به خون آغشته از جمله آیین هاى عزادارى در مراغه است .

آیین هاى عزادارى ماه محرم در مراغه با آیین "شاخسه ى واخسه ى " از دهه آخر ذیحجه آغاز مىشود که برپایى این آیین حکایت از فرارسیدن ماه محرم و اعلام آمادگى آنان براى شرکت در عزادارى حسینى است .

مردم عزادار در این شبها با راه اندازى دسته هاى عزادارى در محله هاى شهر مراغه با در دست داشتن چوبهاى بلند و با شعار شاخسه ى واخسه ى که تغییر یافته شاه حسین و واى حسین در زبان محلى است از محله اى به محله دیگر حرکت می کنند.

پیشاپیش این دسته ها تعداد زیادى علم ، بیرق ، کتل ، طوق که با شال و پارچه هاى نقش دار قیمتى ، چراغ و فانوس هاى متعدد زینت یافته قرار دارد.

هیات هاى شاخسه ى واخسه ى محله دروازه ، محله چهل پا و حاجى غفار از قدیمىترین هیات هاى عزادارى است که در مراغه از دوره صفویه تاکنون فعال هستند.

در آیین عزادارى شاخسه ى واخسه ى در مراغه عزاداران به منظور نشان دادن اتحاد و همبستگى براى مقابله با دشمن ، حمایت از اهل بیت عصمت و زنده نگه داشتن حماسه حسینى به صورت زنجیروار حرکت می کنند.

آیین "علم بندى " یکى از مراسم هاى ویژه این شهرستان در ماه محرم است که از سوم ماه محرم در محله ها به یاد علمدار دشت کربلا حضرت ابوالفضل العباس (س ) برپا می شود.

علم از لوله هاى بلندى در اقطار مختلف تشکیل شده که ارتفاع برخى از آنهابه بیش از۴۵ متر می رسد.

قبل از برپایى علم اقشار مختلف مردم که نذر و حاجتى دارند براى برآورده شدن آن روسرى ، پارچه و شال به علم مىبندند به طورى که تمام طول علم با پارچه هاى رنگارنگ پوشیده می شود.

برپایى علم توسط دو دستگاه جرثقیل انجام می شود و مردم با سردادن یاحسین (ع ) و یاابوالفضل(س ) از خدا مدد خواسته و خواهان برآورده شدن نذر و نیاز خود می شوند.

در موقع برپایى علم صدها راس گوسفند که براى این روز نذر شده اند در پاىو اطراف علم قربانى می شوند و مردم نیز نذورات خود از جمله آش ، شله زرد ،شیر و شربت را بین عزاداران توزیع می کنند.

در طول ایام ماه محرم صبح و عصر آیین هاى عزادارى و شبیه خوانى وقایع خونین دشت کربلا در مساجد وحسینیه هاى این شهرستان برپا بوده و مردم در این مکان ها و منازل خود نذورات خود را بین عزاداران پخش می کنند.

در روز هشتم ماه محرم که در این شهرستان تاسوعاى کوچک نامیده می شود به یاد فداکارىهاى حضرت عباس (س ) عزاداران در گروه هاى۲۰ تا۳۰ نفرى عباس گویان عزادارى کرده و در هنگام نزدیک شدن به تکایا با زنجیر ، چوب و دست بر سر و بدن خود می کوبند.

عصر روز تاسوعا مردم با تهیه شمع در قالب هیات ها و دسته هاى حسینى از مسجدى به مسجد دیگر حرکت کرده و براى برآورد شدن حاجت هاى خود و شهداى دشت کربلا شمع ها را در این مساجد روشن می کنند.

 عزاداران در این آیین به ۴۱ مسجد و زیارتگاه سر می زنند

صبح روز عاشورا عزاداران در مراغه با بستن احرام (حوله هاى سفید) و مالیدن گل بر سر و روى خود با گفتن لبیک لبیک یاحسین و " الله الله حسین ونیا" یعنى خدایا حسین کجاست به عزادارى و سینه زنى مشغول می شوند.

 

 

 





 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در یکشنبه سوم مهر 1390 ساعت 8:53 موضوع | لینک ثابت


آیین های محرم درمراغه

 
آیین های محرم درمراغه

 از واقعه کربلا تقریبا 1300 سال و اندی می گذرد و این واقعه پیوسته در زندگی مردم ایران طنین داشته است و تقریبا با سنت ها، شعائر، مراسمات و آیین های خاص در زندگی مردم ما رسوخ کرده است. مراسمات محرم از مناظر مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است که این کثرت دلیل بر گستردگی و غنای این فرهنگ در تفکر اسلامی – ایرانی دارد.

 نمادها در این فرهنگ بیانگر مصادیقی گسترده و ژرف هستند. گویی نمادها و اشکال بی زبان در این فرهنگ همچون زبانی گویا، عظمت واقعه کربلا را به فریاد در آورده اند.

علم ها، طوق ها و بیرق ها، در درازای تاریخ کربلا، وقتی در کنار تعزیه ها با داستانهای متفاوت شبیه سازی می شوند در واقع هر کدام توصیفی است که برتر از چندین مجلد و کتاب گویا می شوند.

و البته این نمادهای به ظاهر ساده، اغلب با هاله ای از تقدس اعتقادی و اسطوره ای همراه اند. و در یک نگاه کلی مراسم ماه محرم سرشار از این نشانه های نمادین است که در دسته گردانیها و شبیه خوانیها جلوه می کند.

این نمادها در مجاورت با رنگ، آهنگ، شعر، و حتی نقاشی و پرده ها ظهور می نمایند و بعضی از این نمادها به مرور زمان از قالب نمادین خارج و در قالب یک رسم و یک باور می نشیند.

قداست عَلَم در جایگاه خود مقامی عالی دارد و وقتی بر پایه میله های استوانه ای به ارتفاع می رسد، نشان از بالندگی، زندگی و اوج دارد ولی همین عَلَم اگر در قالب بر طرف شدن حاجت دلهای مومنین و رفع حاجت آنان گردد یک سنت را پی ریزی می کند و از آن علم جوشی ( جوشلی علم) بر باورها می نشیند و از اینرو است که (علم بندی و علم واچینی) نمود های دیگر قداست عَلَم است.

و یا دسته گردانی و برپایی دسته جات شاخسی (شاه حسین – وای حسین) که در واقع حرکتی است جمعی، هم آوا و هم آهنگ.

دسته گردانی در قالب یک الگوی کهن در اصل و بنیان خود حرکتی است در جهت تحرک بخشیدن به مردم و وقتی دسته گردانی با آهنگهای مقطع و ترجیع نوحه ها ادغام می شود، در زمانی که با آهنگ نوحه، پاها بر زمین کوبیده و شمشیرهای چوبین در هوا گردانده می شود، گویی صف آرایی در مقابل دشمن صورت می پذیرد و حرکات ملایم دسته گردانی تبدیل به خروش نمادین می گردد که اغلب جلوه ای حماسی دارند.

این دسته گردانی در اولین روز های محرم رنگ و بوی حریت و آزادگی دارد که در شب شام غریبان، نمادی خونین و غریبانه می گیرد و دسته جات در پناه لرزان نورهای شمع با حالتی خمیده و سر در گریبان فضای غمگینانه کربلا را متصور می کنند.

آنجا که می خوانند :

طفل صغیری ز حسین کم شده، کم شده قامت زینب ز اَلم خم شده، خم شده

گویی چشمها نگران و برای یافتن گم شدگان جستجوگر است. و این فرهنگ قرنها با پیچ و تاب تاریخ همچنان سیال،زنده و جاری در عروق ملت ما شکل گرفته است و در آذربایجان به عنوان شهر( ام الهیات) در عزای حسینی تقریبا از دهه آخر ماه ذی الحجه ( بعد از عید قربان) مملو از پرچم و بیرقهای سبز، سرخ و سیاه می گردد و سر درب امامزاده ها، تکایا، مساجد و حتی منازل خاص به آنها ملبس می گردد. و این چنین شور محرم در قالب رنگها در جریان زندگی رهانیده می گردد. و پرچم عزای حسینی قرنها است به همت عاشقان در اهتزار است و افراشته.

مطالب این گزارش حاصل یک دهه پژوهش مردم نگاری استان آذربایجان شرقی می باشد که توسط کارشناسان مردم شناس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آقای علی فلسفی و خانم مریم ابوالفتحی تحقیق و ضبط گردیده است.

این گزارش بخشی از آیین های مرسوم و فرهنگ مردمی می باشد. آیین هایی که در سوگواری امام حسین (ع) به انحاء مختلف مرسوم بوده و انجام می گیرد. تایید و رد این آیین ها و اینکه این رسومات تا چه حد برگرفته از اهداف عاشورایی است مجال دیگری می خواهد.

 

1- دسته های شاخسی

این مراسم پیش درآمد تشكیل هیاتهای عزاداری محرم در آذربایجان است که دسته جات مركب از جوانان و ریش سفیدان محلات می باشد كه به طور جداگانه ساعاتی قبل از غروب آفتاب در نزدیكی مسجد یا تكیه جمع می شوند.

ابتدا در دو ردیف مجزا قرار گرفته در حالی كه با دست راست چوبدستی شاخسی را كه نمادی از شمشیر است در دست گرفته و با دست چپ حلقه در كمر نفر بعدی زده اند، به همراهی نوحه مخصوص شاخسی و حركات ریتمیک پاها و دستها، نوحه خوانی می كنند. معمولا اولین بار سردسته چندین بار با صدای بلند یا حسین را می گوید تا به اصطلاح دم گرفته شود.

از نمونه اشعار شاخسی :

یا حسین وای حسین

یا حسین شاه حسین

و....

حسینیون نوحه سین "دلریش " یازاندا

مسلمان سهلیدیر، كافرده آغلار شاه حسین، وای حسین

كور اولمش گوزلرین قان دوتدی شمرین

كه گورسون اوز الینده خنجر آغلار شاه حسین، وای حسین

حسین كوینكی زهرا الینده

چكرقیحا قیامت، محشر آغلار شاه حسین، وای حسین

آتاندا حرمله اوخ كربلاده

گوریدین دشمن آغلار، لشكر آغلار شاه حسین، وای حسین

قوجاغیندا گوریدین ام لیلا

آلیب نعش علی اكبرَ آغلار شاه حسین، وای حسین

و این چنین دسته های شاخسی جلوی مساجد می خوانند، این تركیب تا شبهای اول محرم به این شكل صورت می گیرد و در شبهای پنجم به بعد دسته گردانی به صورت گردش در محلات شروع می شود.

و زمان شور هیاتها زمانی است كه چندین هیات شاخسی به هم برخورد می نمایند و در این صورت سردسته با فریادهای بلند " شاخسی، واخسی " حیدر، صفدر" حسینیم وای مظلوم اولن حسینیم وای، به آسمانها شنیده می شود. امروز برای تهییج بیشتر گروههای شاخسی از ادوات موسیقی نظیر طبلو سنج نیز استفاده می شود.

 

2- عَلم بندی

آئین سنتی عَلم بندی به صورت كاملاً سنتی در استان آذربایجان شرقی در سومین روز محرم در شهر مراغه واقع در محله دروازه مراغه برپا می شود كه همه ساله بازدید كنندگان مخصوص خود را دارد.

علم مراغه تقریباً 50 متر است كه توسط سرپرست هیاتهای مراغه با انواع پارچه ها و روسری ها نصب می گردد. سال گذشته ( 1385 ) تقریباً با استفاده از 2 جرثقیل موفق به مهار كردن عَلم مذكور شده بودند. حاضرین در مجلس می گفتند هر ساله همین طور است. بعد از نصب پارچه ها و استحكام بخشی علم توسط سیم ها چند نفر از بالابر استفاده كرده و مابقی دستمالها را بر روی آن نصب می كنند. در حین نصب علم هزاران راس گوسفند در زیر پای علم قربانی می شود و هر كس نذری دارد در این روز و در بین اهالی حاضر پخش می كنند. نذورات هر چه است احسان امام حسین است از چای و خرما گرفته تا نان و پنیر. این رسم از آئین های کهن شهرستان مراغه است و تقریبا این عَلم تا اربعین به همان صورت برافراشته می ماند و 28 ماه صفر توسط سینه زنی و نوحه خوانی هیاتهای مراغه علم واچیده می شود.

 

3- مراسم حجله قاسم (ع)

این مراسم در روستای نرج آباد شهرستان مراغه اجرا می شود. در شب پنجم ماه محرم با كمك اهالی روستا، حجله ای از پارچه های رنگین و گل و شیرینی آراسته می شود و در خانه فردی كه همه ساله میزبان حجله قاسم است نهاده می گردد، اهالی محل هر كدام با خلعت و كادویی که برای تزیین حجله می آورند، جمع می شوند. این حجله در آن شب با حضور حاضران سینه زن و زنجیرزن آماده می گردد و بعد از آن شب برای گردش در محلات تا شب عاشورا می گردانند.

 

    

4- مراسم" شمع پای لاما"

در روز نهم محرم ( تاسوعا) به هنگام غروب، مراسم "شمع پای لاما" در اكثر نقاط آذربایجان مرسوم است. هر كس در طول سال برای گشودن مشكلی و گرفتن حاجتی نذر كرده است كه در این چنینی شبی به درب 41 مسجد برود و در هر كدام یك عدد شمع روشن كند، معمولا صاحبان هیاتها و مساجد از قبل جایگاهی را مشخص كرده اند كه مخصوص افروختن شمع باشد. رسم است كه حاجتمندان با پای برهنه این رسم را به انجام برسانند.

معمولا جایگاهی كه محل افروختن شمع است بعد از نماز مغرب محل شاخسی زدن هیات است و شاید این كار به دلیل روشنایی باشد كه در گرو شمع بوده است، چون در سابق روشنایی هیاتها با این وسیله روشنایی تامین می شده است.

5- مراسم خیمه سوزانی

این رسم در اكثر نقاط آذربایجان در ظهر عاشورا (قبل از اذان) برگزار می گردد. كه منتسب به واقعه سوزاندن خیمه های اهل بیت (ع) توسط دشمنان بی رحم می باشد که بعد از آن مراسم اصطلاحاً می گویند "قتیل كسیلدی". اكثراً در نقاطی که شبیه خوانی برگزار می شود، مراسم سوزاندن خیمه با تعزیه این مراسم توام می گردد و برای تهییچ بیشتر مردم و بینندگان تعدادی شبیه خوان كودك را در صحنه نمایش در حالت فرار و شیون قرار می دهند تا تاثیر آن ملموس تر گردد.

 

 

6- مراسم اللهم لبیك

این مراسم یكی از رسم های منحصر به فرد در شهر مراغه و بی شك در ایران می باشد، موعد آن صبحگاه عاشورا است، دسته جات سینه زن و عزادار قبل از طلوع آفتاب دسته دسته در حالی كه كفن بر تن یا حوله ای به نشانه احرام بر بدن پوشیده اند، به حسینیه حاج غفار مراغه می رسند. بعد از اداء نماز صبحگاهی عاشورا در حالیكه صورت ها را گل و خاكستر مالیده اند با پای برهنه دو ردیف تشكیل می دهند.

سردسته این هیات ابتدا با لعنت گفتن بر ظالمان و آل یزیدیان و "بی شمار" گفتن دسته ها، جماعت را آماده می كند، سپس كم كم ورد و دعای مخصوص را می خواند با این مضمون " الله، الله " حسینا واینا؟" یعنی خدایا، خدایا، حسین كجاست؟ كم كم كه شور و شوق جماعت را در بر می گیرد، مردم با هیجان به حالت هروله مانند حرکت در صفا و مروه به جوشش درآمده، در حالیكه با هر گفته ورد مخصوص بر سرها می كوبند، در فواصل معین ورد " اللهم لبیك یا حسین" را نیز می خوانند. یعنی حسین ما برای بیعت آماده ایم.

این مراسم با گردش در نقاط مختلف شهر تا حوالی ظهر ادامه می یابد، و در مسیر اینها قربانی های زیادی ذبح می شود، كه همگی به بساط آشپزخانه حضرت برای اطعام عزاداران اهداء می شود.

 

 

7- گرداندن اسب ذوالجناح

بازگشت اسب بی سرنشین در دشت كربلا یكی از غم انگیزترین صحنه های عاشورایی است، كه درمراغه این حركت نمادین بازآفرینی می شود. برای این منظور اسب سفید رنگی كه ملبس به پارچه های سبز و سفید است در حالیكه آغشته به خون کرده اند، به آن تیر و پیكانهای چوبین نیز متصل می نمایند و بعضا كبوترهای خونین بال را نیز سوار بر اسب می کنند و در بین دسته جات عزاداری می گردانند، زنان و مردان به طواف اسب شبیه دوالجناح می پردازند و هر كس نذرش را که عمدتا پول است به رواندازهای اسب وصل می كند، بعضا قطعاتی از پارچه سبز آن را برای تبرک و گرفتن حاجت و سلامتی از صاحب اسب طلب می كنند، كودكان شیرخوار را از زیر شكم اسب برای مصونیت از بیماری عبور می دهند. این اسب نمادین در حقیقت اسبی خسته و بازگشته از رزم است.

 

 

8- شبیه خوانی

شبیه خوانی یا تعزیه خوانی مجموعه ای از نمایشهای نمادین و یادآوری كننده وقایع كربلا است كه در طول دهه محرم و دو ماه محرم و صفر در اغلب نقاط مراغه  برگزار می گردد.

معمولا در اكثر نقاط مراغه هر روز ازدهه محرم به یکی از این نمایش ها (ورود حضرت ابوالفضل به كنار رود فرات تا شهادت وی و شهادت علی اكبر، توبه حر، شهادت علی اصغر، شهادت امام، آمدن نگهبان شهدا تا مراسم دفن طایفه بنی اسعد و خروج اسراء و بارگاه شام و دربار یزید) اجراء می شود.

علاوه برمراغه در روستای نزج آباد شهرستان مراغه نیز تعزیه خوانان به برپایی مراسم شبیه خوانی مبادرت می ورزند.

 

9- احسان و نذورات ماه محرم

همانند سایر نقاط ایران مردم مراغه نیز همزمان با فرا رسیدن محرم در پخش احسان و ادای قرض فعالیت دارند.

مراغه ای ها اعتقاد ویژه ای به اطعام از سفره اباعبدالله الحسین (ع) دارند و معمولا از غذاهای پخته شده نذری برای تبرک و شفای بیماران به تبرك استفاده می كنند.

مساجد عمدتا در دهه اول به طبخ غذاهای نذری نظیر آبگوشت و پلو یا مرغ مبادرت می ورزند.

بعضی از خانه ها نیز بنا بر یك سنت دیرینه و عمدتا" موروثی روزهای خاص احسان می دهند.

پخش شربت، شیرینی، انواع نانها و شیر گرم و چای و به تازگی انواع ساندویچ نیز در زمره نذورات است. پخش شربت بنا بر تقویم فصلی می باشد عمدتا در فصل های گرم انواع شربتهای خانگی در درب منازل توزیع می گردد.

قربانی كردن گوسفند در زیر پای علم ها و هیاتها نیز از دیر باز ریشه در فرهنگ مراغه دارد.

بعضی از خانه ها هیات های خود را برای صرف صبحانه ای مفصل مركب از سرشیر، ماست، كره، شیر و انواع مرباها و نانهای روغنی و مغزدار دعوت می نمایند.

بعضی ها هم برای ناهار تدارك دارند

همچنین در این دو ماه بساط سفره های نذری حضرت عباس(ع) و فاطمه زهرا(س) و سایر ائمه توسط حاجتمندان كه حاجت روا شده اند متداول است.

یكی از نذورات این ماه گدایی روز عاشورا است و كسی كه حاجت دارد با روی پوشیده همانند سائلین از مردم سائلی می كند نشانه مشخصه این نذر جمع كنی، پای برهنه بودن فرد است. اگر حاجت روا شد، سال آینده همان مقدار پول جمع شده را احسان می دهد.

 

 

.
.

 

.
.

 

.
.

 

.
.

 

 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در جمعه یکم مهر 1390 ساعت 22:9 موضوع | لینک ثابت


استاد حاج رحیم خاکى

 استاد حاج رحیم خاکى

 آقاى رحیم خاکى در ۳۰ خرداد ماه سال ۱۳۵۱ هـ.ش در شهر مراغه در استان آذربایجان شرقى در میان خانواده اى مذهبى و اهل علم پا به عرصه وجود نهاد. جو مذهبى خانواده و علاقه بسیار به فراگیرى قران و مسائل دینى زمینه بسیار مناسبى براى علاقه مندى او به مسائل قرآنى شد. اهتمام خانواده بخصوص پدربزرگ ایشان که حافظ برخى سور مختلف قرآن بوده و با صوتى زیبا به تلاوت آیات قرآن مى پرداخت یکى از عوامل مهم تربیت قرآن ایشان بود. پدر او آقاى کریم خاکى که مدیر دبستان بود و سالها در مسجد محله قدیمى به تدریس قرآن و احکام مى پرداخت تمام تلاش خویش را براى پرورش مذهبى فرزندش بکار بست. خود او درباره نخستین طلیعه هاى این پرورش قرآنى مى گوید: بى شک همان تربیتى که پدر بزرگم به هنگام تولد در کامم نهاد و همان آیاتى که در گوشم زمزمه کرد اولین نشئه جان بخشى خواهد بود که تا ابد جان و روحم را سیراب خواهد نمود.

رحیم خاکى نخستین آموخته هاى قرآنى را به هنگام برگزارى جلسات قرآنى که در منزلشان برگزار مى شد دریافت نمود در همین جلسات بود که در کنار پدر به استماع آیات قرآن گوش جان فرا مى داد و نخستین تلاوتهایى که او را مجذوب نمود، تلاوتهاى مرحوم استاد عبدالباسط بود که به تقلید از او تلاوت سوره مبارکه ضحى را در بسیارى از مراسم شهر مراغه اجرا مى کرد و مورد استقبال قرار مى گرفت. در مدرسه به او لقب عبدالباسط کوچک دادند.

او پس از مدت ۵ سال به تقلید حرف از استاد مرحوم منشاوى پرداخت زیرا به عقیده او بدون تقلید نمى توان از چهار چوب تلاوت آگاهى پیدا کرد. در یکى از مساجد شهر مراغه اولین جلسه عشق به قرآن به صورت جدى در جانش زده شد و بدین سان آموزش قرآن را براى نخستین بار در کلاسهاى انجمن اسلامى مکتب قرآن زیر نظر استاد اصغر محمد نژاد فرا گرفت. خاطره اى شنیدنى از تلاوت او در ۶ – ۵ سالگی خالى از لطف نیست: او مى گوید ۶ - ۵ سالم بود که در یک محفلى از من خواستند که قرآن بخوانم و منکه دو سه آیه اول سوره ناس را بواسطه والدینم یاد گرفته بودم با یک صداى بلند و جیغ مانندى شروع به خواندن کردم. پس از این خواندن مورد تشویق حضار قرار گرفتم که از خجالت از مسجد فرار کردم.

حاج رحیم خاکى در سال ۱۳۶۱ در سن ده سالگى نخستین تلاوت رسمى خود را شامل تلاوت سوره هاى ضحى و انشراح به سبک مرحوم عبدالباسط و در مراسم رژه نیروهاى مسلح مراغه اجرا نمود. او تحصیلات ابتدایى تا اخذ دیپلم را در فاصله سالهاى ۱۳۵۸ - ۱۳۷۰ در شهرستان مراغه به پایان رساند. پس از آن با پذیرفته شدن در رشته زبان و ادبیات فارسى تحصیلات خود را در مقطع کارشناسى در دانشگاه علامه طباطبائى به پایان رساند و فوق لیسانس مدیریت بین‌الملل از کشور لهستان و دانشجوی دکتری مدیریت رسانه در دانشگاه تهران و عضو هیات علمی رسمی جهاد دانشگاهی است.

رحیم خاکى در سال ۱۳۵۶ در سن ۵ سالگى آموزش روخوانى و روانخوانى قرآن را در شهر مراغه آغاز نمود که این دوره تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت. او از سال ۱۳۶۰ دوره آموزش تجوید مقدماتى را آغاز نمود و پس از فراگیرى دوره تجوید مقدماتى قرآن، از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۶۹ دوره تجوید عالى و از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰ دوره آموزش صوت و لحن مقدماتى قرآن کریم را به پایان رساند او پس از آن در سال ۱۳۷۱ - ۱۳۷۰ در حضور استاد حنیفى دوره عالى آموزش صوت و لحن را در دانشگاه تهران تکمیل نمود.

رحیم خاکى از اساتید انجمن اسلاى مکتب قرآن شهر مراغه از جمله شهید حمید پرکار، شهید نادر قادرى شهید الله یارى بعنوان اولین اساتید خویش یاد مى کند از جمله اساتید و دیگر معلمان او شهید دوستان و شهید عادل نسبت هستند که در مسیر تربیت قرآنى او بسیار تلاش کردند همچنین او از استاد حنیفى در دانشگاه تهران و استاد خدام حسینى در مسجد ابوذر تهران نکات بسیارى را در زمینه صوت و لحن و مسائل قرآنى فرا گرفته است.

آقاى رحیم خاکى در سال ۱۳۷۴ با یکى از اقوام ازدواج نمود همسر ایشان نیز خانه دار است و نسبت به فراگیرى علوم قرآنى و پرورش قرانى فرزندشان بسیار مشتاق است. آقاى خاکى بسیار از موفقیتهاى خود را مرهون زحمات همسرش مى داند.

رحیم خاکى چند سال در مسجد کوى دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشته است همچنین در مسجد امام صادق محله صادقیه نیز جلسات قرآن را برگزار نموده است. او به خوشنویسى، نقاشى و موسیقى سنتى و موسیقى هاى اصیل مصر علاقه دارد و در زمینه اى ورزشى به فوتبال، ورزشهاى رزمى و تنیس روى میز علاقه مند است. او از اساتید؛ محمد رفعت، عبدالفتاح شعشاعى، مصطفى اسماعیل، کامل یوسف و محمد صدیق منشاوى بعنوان ۵ قارى برتر کشور مصر از آغاز تا کنون نام مى برد.

وی هم چنین بنیان گذار و موسس خبرگزاری قرآنی ایران، شهر الکترونیکی قرآن، دانشنامه الکترونیکی قرآن، دایرکتوری وب لاگ‌های قرآنی، مجله رایحه، نشریه عقیق، فصلنامه پژوهشی مطالعات میان رشته‌ای قرآنی، مسابقات بین المللی قرآن دانشجویان مسلمان، کانونهای تخصصی قرآن دانشجویان، جشنواره مطالعات قرآنی، جشنواره ادبی، هنری قرآنی دانشجویان، جشنواره بین المللی وب لاگهای قرآنی، جشنواره بلوتوث‌های قرآنی، بخش دانشجویی نمایشگاه بین المللی قرآن و سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان ایران می‌باشد. از مهمترین آثار ایشان می‌توان به انتشار آلبوم آموزش صوت و لحن و نغمه شناسی قران سال ۱۳۷۲ در قالب ۸ کاست درسی از سوی انتشارات دانشکاه تهران و آلبوم آموزشی که شامل ۲ کاست و ۱ کتاب از سوی موسسه سبز آرنگ اشاره کرد. به اعتقاد اکثر اساتید قرآنی کشور انتشار این آلبوم نقطه عطفی در فعالیتهای قرآنی کشور بود چرا که انحصار یاد گیری نغمات و الحان قرآنی شکست و مو جب عمومی شدن این علم در کشور شد. استاد رحیم خاکی در اجرای سبکهای مختلف مهارت ویژه داشته و یکی از مقلدین سبکهای قدیمی تلاوت قران در جهان اسلام است. به دلیل انتشار آلبوم آموزش صوت و لحن به زبانهای مختلف رحیم خاکی تنها استاد ایرانی است که در کشورهای عربی آ ثارش تدریس می‌شود. رحیم خاکی به زبانهای فارسی، آذری، ترکی استانبولی، عربی وانگلیسی مسلط است وبا زبانهای لهستانی و روسی آشنایی دارد. رحیم خاکی صاحب نظریه قرآنشهر یا شهر حقیقی قرآن است که سالهاست این موضوع را در عرصه ملی و بین المللی پیگیری می‌کند. در سال ۱۳۸۳ در اولین همایش نخبگان از طرف رییس جمهور وقت و به انتخاب سازمان اوقاف و امور خیریه مورد تجلیل قرار گرفت. همچنین وی اولین استاد جوان ایرانیست که در مهر ماه سال ۱۳۸۹ از طرف بنیاد ملی نخبگان به عنوان نخبه قرآنی معرفی شده و نشان درجه یک این بنیاد را از دست رییس جمهور دریافت کرد.

وی هم اکنون در زمینه فعالیتهای قرآنی بخصوص برگزاری مسابقات قرآنی فعالیت دارد.

 

2. رتبه‌های کسب شده

   1. نفر اول مسابقات دانشجویان کشور سال ۱۳۷۳ مشهد مقدس

   2. نفر اول مسابقات بین‌المللی کشور سوریه سال ۱۳۷۶ سوریه

   3. نفر اول مسابقات اوقاف سراسر کشور سال ۱۳۷۹ کرمانشاه

   4. نفر اول مسابقات بین‌المللی ایران سال ۱۳۷۹ تهران

   5. نفر اول دومین دوره مسابقات تیمی رشته قرائت سال ۱۳۸۱ اصفهان

   6. رتبه اول مسابقات همسرائی مطلع‌الفجر سال ۱۳۷۴ تهران[۴]

 

3. مسئولیت‌ها

   1. مسئول کانون قرآن دانشگاه تهران حدود ۶ سال (تا سال ۱۳۷۷)

   2. مدیرعامل خبرگزاری قرآنی ایران (از آبان‌ماه ۱۳۸۲ ادامه دارد)

   3. عضو کمیته قرآن شورای عالی انقلاب فرهنگی (از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵)

   4. عضو شورای عالی قرآن سازمان اوقاف و امور خیریه (سال ۱۳۷۹)

   5. دبیر جشنواره قرآنی دانشجویان ایران در دوره‌های یازدهم (۱۳۷۴)، هفدهم (۱۳۸۰)، هجدهم (۱۳۸۱)، نوزدهم (۱۳۸۲)، بیستم (۱۳۸۳)

   6. مدیر مسئول دو هفته‌نامه خبری، قرآنی «رایحه» از سال ۱۳۸۳

   7. مدیر بخش دانشجویی نمایشگاه بین‌المللی قرآن‌کریم در دوره‌های دهم (۱۳۸۱)، یازدهم (۱۳۸۲)، دوازدهم (۱۳۸۳)، سیزدهم (۱۳۸۴)

   8. دبیر اولین و دومین مسابقات بین‌المللی قرآن دانشجویان مسلمان در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۸۵

   9. رئیس سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان ایران سال (از سال ۱۳۸۰ ادامه دارد)

 

4. فعالیت‌ها

   1. عضویت در گروه تواشیح بین‌المللی قدر (از سال ۱۳۷۳ ادامه دارد)

   2. مسافرت جهت قرائت قرآن در مدینه و مسجدالحرام در ایام حج تمتع ۷ سال در سالهای (۱۳۷۶، ۱۳۷۹، ۱۳۸۰، ۱۳۸۱، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۷)

   3. مسافرت جهت قرائت قرآن به کشورهای: ترکیه ۲ بار در سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۷۸، سوریه، اردن، عراق ۱۳۷۶، ترکمنستان، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، اتریش ۱۳۷۴ و ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷، انگلستان، چین، مقدونیه، مالزی، امارت متحده عربی و آلمان

   4. تدریس داوری رشته لحن قرآن از سال ۱۳۷۴ (ادامه دارد)

   5. تدریس الحان قرآنی از سال ۱۳۷۱ در دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور (ادامه دارد)

   6. داوری در مسابقات کشوری، دانشجویی و اوقاف، دانش‌آموزی و سایر مسابقات از سال ۱۳۷۴

   7. داوری در رشته تواشیح مسابقات کشوری سازمان اوقاف از سال ۱۳۷۹

 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در جمعه یکم مهر 1390 ساعت 22:7 موضوع | لینک ثابت


استاد کریمی مراغه ای

                                               استاد کریمی مراغه ای

استاد کریمی مراغه ای سال 1310هجری شمسی در یک خانواده کاملآ متدین و معتقد به اصول و مذهب تشییع و خاندان آل عصمت چشم به دنیای پرآشوبمان گشوده است و گرمی بخش دل مادر بوده و نور امیدی را در دل پدری با احساس و فاضل و متقی روشن کرده است .

دوران کودکی را در جمع خانواده و محدود زندگی فقیرانه ولی با صفا و صمیمیّت خود سپری ساخته است . پدر او مرحوم ذاکر مراغه ای با تحصیلات قدیمه ی خود، شاعریست با احساس که در بازار مراغه به کار شمع ریزی و بقالی مشغول بوده، و با اندک سرمایه ای چرخ سنگین زندگی را به چرخش انداخته بود . گرچه از لحاظ مالی امکانات چندانی نداشته است ولی دارای مناعت طبع بوده که در قبال هر کس و نا کسی سرخم نکرده و با اتکاء به عنایت پروردگار از یک محبوبیت و احترام همگان برخوردار بوده است . در دوران حیات خویش آثاری بس گرانبها از خود به یادگار گذاشته است که مقادیری زیاد از آثار وی هنوز چاپ نشده است . او در زمان حیات خود تربیت فرزند ارشد خویش حسین کریمی را زیر نظر گرفته و برای تعلیم و تربیت فرزند کمربر بسته است .

تحصیلات ، دوران کودکی ،نوجوانی و جوانی :

کریمی تحصیلات اولیه خود را با فراگیری درسهائی از قرآن مجید آغاز و سپس برای اخذ معلومات کلاسیک وارد مدرسه شد و اوایل سال 1320هجری شمسی دست در دست پدر فاضلش قدم به عرصه بازار نهاد . متاسفانه عدم سرمایه کافی نه تنها مانع ادامه تحصیلات آقای کریمی گردید بلکه مانع شد که پدر برای یگانه فرزندش محل کسبی دست و پا کند روی این اصل آقای کریمی بالاجبار برای تامین معاش خود به دستفروشی در بازار مراغه پرداخت و شبها با تنی خسته و رنجور پای درس پدر نشست  و به منظور فراگیری زبان فارسی و قرآن مجید و معلومات عربی و کسب مسائل دینی از پدر کسب فیض کرد تا اینکه توانست با استعداد خدادادی خود خوشه چین بوستان پربار پدر فاضلش گردد و آشنایی کامل با اصول دینی پیدا کند .

     کریمی روزها در حالیکه در کنار کارگاه کوچک شمع ریزی و بقالی پدر بی وقفه کار می کرد و ساعات بیکاری پشت پیشخوان دست فروشی قرار می گرفت و کوی و برزن شهر را برای فروش اجناس خود زیر پا می گذاشت بی توجه به مشقتهای طاقت فرسای زندگی ترانه های امید را در زیر زبان زمزمه و کلماتی را بهم متصل می کرد بی آنکه به ارزش کار خود متوجه شود با آهنگ و موسیقی مخصوص بخود در می آورد . رفته رفته بازی با الفاظ او را متوجه این واقعیت ساخت که کلمات را برشته کشیده و از جابجائی حروف ،کلمات موزونی را بوجود آورده است . گاه می ایستاد و انچه را که زمزمه می کرد روی ورق پاره هایی می نوشت. ولی دل وجرات آن را نداشت که نوشته – ها و گفته هایش را در محضر استاد خود ذاکر ارائه دهد ، چرا که می دانست پدر از چهره های ادب و شمع محفل ادیبان شهر می باشد . تا اینکه روزی از روزها مرحوم ذاکر مراغه ای در کنار بساط دستفروشی پسرش حسین کریمی چشمش به پاره کاغذی می افتد که روی آن حروف و کلماتی به نظم کشیده شده است و تشخیص داد که پسرش با یک تعلیم و تربیت جزئی روزی و روزگاری در سلک شاعران قرار می گیرد ،ولی واقعیت این است که مرحوم ذاکر هرگز در دوران 15سالگی پسرش  نمی توانست این پیش بینی را بکند که فرزند خلفش قد مهای حساب شده اش را جای پای پدر خواهد گذاشت و شاید در آن زمان این تصور نمی رفت که روزی اشتهار و شهرت دست پرورده اش سیمرغ قاف – نشین فضل و ادب و مرزشکن و صدرنشین اریکه اد بیات کشورمان خواهد بود و باز نمی توانست پیش بینی کند که شاگرد مکتب آموز پدر روزی و روزگاری در مقام استادی محافل ادبی قرار خواهد گرفت و شمع جمع ارباب فضل و دانش و شعر و شاعری خواهد بود . 

بهر تقدیر پدر استاد دست فرزند خود را بر گرفت و بسوی گلستان و بوستان همیشه پربار شیخ اجل سعدی شیراز برد و این بار باب شعرو شاعری رودرروی فرزند قرار داد و به تدریس فنون فصاحت و بلاغت و قواعد پیچیده شعری پرداخت . حسین کریمی مراغه ای با دلی پر شور و احساس رفیق و دلی پر کینه از بازی زمان با چشمانی کینه توزانه به آنکه در پایمال حقوق انسانها وحشیانه همّت گماشته اند نگریست تضادهای ناروای حاکم بر جامعه را مورد بررسی قرار داد و آنان را در قالب اشعار خود گنجانید . گرچه استاد ذاکر از پیشرفت شاگرد خود خوشحال بود ولی عقیده و ایمانی که به خاندان عصمت داشته افکار فرزند را بسوی قتلگاه سالار شهیدان و ظلم و جنایت یزیدیان سوق داد ناگفته نماند که مرحوم ذاکر همه هفته عزای حسینی را برپا می داشت و به همت این مرد وارسته مراغه ای هیئت شعرا و نوحه خوانان مراغه بنیان گذاشته است و در آن زمان که مراغه فاقد انجمن ادبی بوده ، شعرا و ادبا در زیر بیرق عزای حسینی جمع می شدند و سرودهای خود را به مشتاقان عرضه می کردند و مورد نقد و بررسی و اصلاح استاد قرار می گرفتند ، و حسین کریمی نیز در این مجالس همراه پدر شرکت می جست و از آن بهره می برد.  حسین کریمی دستی به سر و صورت مغازه شمع ریزی پدر کشیده و در جوار آن به آب نبات ریزی ، سوجوق فروشی پرداخت تا اینکه در سال 1354پدر را از دست داد و باز دکان پدری را ترک نگفت و همچنان جانشین پدر در دکان و در هیئت شعرا و نوحه خوانان قرار گرفت و زمام امور را با لیاقت و با تجربیاتی که از پدر اندوخته بود بدست گرفت .                 

   آثار حسین کریمی مراغه ای :

وی ضمن سرودن مراثی و ذکر مصیبتهای حضرت حسین (ع) با علاقه ایکه به طنز داشته راه طنز را برای اشعار خود برگزید چرا که بخوبی تشخیص داده بود که تنها از راه طنز و فکاهی می تواند دردها و آلام جامعه را به گوش مسئولین امر برساند و باز متوجه شده بود که تنها می تواند مردم به خواب رفته و بی خبر از مظالم ظلم پیشگان را با شیپور طنز بیدار سازد . روی این اصل سروده های خود را در سال 1338هجری شمسی در قالب یک جلد رنگارنگ به قطع جیبی در سیصد صفحه به چاپ رسانید . هنور چند صباحی از تئزیع کتاب نگذشته بود که جلد اول خاتمه یافت و اشعار آمیخته به چاشنی طنز کریمی دیوار خانه ها را شکست و دست بدست مردم مشتاق شهرهای آذربایجان گردید و اشعارش دهن به دهن در کوچه و بازار پخش شد . استقبال مردم ا یک طرف و به هدف نشاندن تیر خواسته های شاعر از طرف دیگر موجبات تشویق و ترغیب میرزا حسین کریمی مراغه ای را برای چاپ دوم (رنگارنگ) فراهن ساخت  ، در سال 1339 جلد دوم رنگارنگ به چاپ رسید و در نتیجه جلد سوم آن را سال 1342به اتمام رساند تشویق و حمایت و علاقه مندی مردم موجب شد که استاد کریمی اشعار طنز و غزلیات خود را در 15جلد تدوین و بچاپ رساند که به شرح زیر می باشد :

جلد اول رنگارنگ             چاپ اول              1338            23 بار تجدید چاپ شده است               

جلد دوم رنگارنگ             چاپ اول              1339            10 بار تجدید چاپ شده است              

جلد سوم رنگارنگ            چاپ اول              1342             10 بار تجدید چاپ شده است            

جلد چهارم رنگارنگ         چاپ اول              1345             10 بار تجدید چاپ شده است             

جلد پنجم رنگارنگ            چاپ اول              1347             10 بار تجدید چاپ شده است             

جلد ششم رنگارنگ            چاپ اول              1353             10 بار تجدید چاپ شده است

استاد کریمی علاوه بر آثار گرانبهائیکه بنام رنگارنگ تدوین کرده اند دارای آثار ارزشمند و سوزناکی در مراثی خاندان آل عصمت و طهارت در 18 جلد به شرح ذیل می باشد :

(14 معصوم ، انتقام کربلا ، دریای اشک ،گلشن عزا ، بزم غم ف آتشکده کریمی ، غوغای انقلاب ، احرام عشق ، جلا لتها ، کتاب غم ، گلستان کریمی ، بوستان کریمی ، از کعبه تا کربلا ) که تا بحال تجدید چاپ شده و در دسترس مشتاقان قرار گرفته است .

   خانواده استاد کریمی :

استاد کریمی از ازدواج با تنها همسر خویش دارای 5 پسر و جمعآ 11 نوه می باشد که همه وهمه پروانگان شمع وجود و مریدان درگاه پدرند و هنوز هم که هنوز است تعالیم مرحوم ذاکر در جمع خانواده کریمی حکمفرماست .

استاد کریمی در حال حاضر شغل پدر را بر اساس علاقه ایکه به کتاب و اشاعه فرهنگ دارد به کتابفروشی تبدیل کرده است و در قسمتی از کتابفروشی در جایگاه خویش با همان کیفیت و صمیمیت پدر مرحومش باقی است و کرسی کوچکی در انتهای مغازه اش و در کنار آن سماور نفتی با چند استکان قرار دارد که این مغازه مرکز تجمع شعرای مراغه ایست که دورادور استاد جمع شده و به رهنمودها و سخنانش گوش فرا می دهند و می توان گفت کلاسی است برای نو آموزان مکتب شاعری.

روزهای جمعه هیئت شعرا و نوحه خوانان تحت رهبری و ارشاد استاد کریمی هر هفته در منزل یکی از شرکت کنندگان برگزار می گردد و علاوه بر آن در ایام مبارک ماه رمضان همه شب بعد از افطار در زیر پرچم هیئت مشتاقان جمع می شوند و روزهای محرم الحرام از اول تا پایان محرم همه روزه مراسم عزاداری ترتیب داده می شود که سخنان حکیمانه استاد رونق بخش این مجالس می باشد . تنها درایام سوگواری اعضای هیئت جمع نمی شوند بلکه ایام اعیاد و جشنهای مذهبی مراسم دیگری برگزار می گردد که در آن از عظمت و شکوه و جلال ائمه اطهار سخن گفته می شود و شعرا سرودهای خود را عرضه می کنند .

 دوران میان سالی و پیری :

استاد کریمی با کبر سن تنی سالم و روحیه ای قوی و عزمی استوار و اراده ای آهنین دارد اغلب در سیروسیاحت است و عقیده بر این دارد که انسان بخصوص شاعر همیشه باید سیرو سیاحت داشته باشد روی این اصل سالی چند بار با دوستان مسافرتها به شهرها می کند و هر بار سفرنامه های منظومی ره آورد این مسافرتها ست که در حال حاضر سفرنامه های کریمی در حدود 300 صفحه  وزیری آماده چاپ می باشد که در هر یک از ابیات سفرنامه ها دریائی از پند و اندرز گنجانیده شده است . سفرنامه های استاد کریمی همه و همه به شهد پند و اندرز آلوده به طنز می باشد اما سفرنامه زیارت شام و بخصوص که اخیرا به مکه مکرمه مشرف شده اند و سفرنامه مذهبی و عرفانی که تنظیم و تدوین کرده اند نه تنها از نظر قدرت بیان بلکه از لحاظ رعایت اصول و قواعد شعری در نوع خود بی نظیر بوده و توانسته است عظمت اسلام و کنفرانس اسلامی را در یک تابلوی بسیار گویا مجسم سازد ولی متاسفانه این سفرنامه ها مانند دیگر آثار استاد همچنان بدون چاپ باقی مانده است و ای کاش تشکیلات عظیم سازمان حج و زیارت و دست اندرکاران تبلیغات اسلامی همتی برای چاپ این آثار ارزشمند اقدامی کنند و هرچند گاه در میان سفرهای زیارتی از وجود شاعرانی استفاده کنند تا حقایق را منعکس سازند و زیبائیها و روحانیت و عرفانی سفر را بهمگان نشان دهند وی از نادر شاعرانی است که با اکثریت شعرا و نوحه خوانان مکاتبات شعری داشته و دارد که اخوانیات کریمی حدود یک جلد 200 صفحه ای رقعی را شامل می باشد که به چاپ رسیده است .

  خصوصیات اخلاقی :

از صفات بارزی که استاد کریمی دارد صفای باطن ، تواضع ، یکرنگی، خاکساری ، ایمان و اعتقادش هرگز اجازه نمی دهد که حتی دوستانش در حضورش غیبت کسی را بکند . صراحت کلام دارد و اندرزگوی که مشتاقان گوهرش مشتاق گوهر کلامش می باشند .با این همه فصاحت کلام و بلاغت و استعداد ذاتی و خدادادی و خلق این همه آثار که هنوز حدود 20000بیت اشعار چاپ نشده ای آماده چاپ دارد و با توجه به استقبال بی حد وحصر مردم از کتابهایش تعجب آور اینجاست که کوچکترین تاثیری در افکار و روحیه فرزند پیر مراغه نداشته و از بخل و حسد گریزان و از غرور و نخوت بدوراست و اگر کسی ناشناخته با ایشان روبرو شود هرگز گمان نمی برد که صاحب این همه گفتار این چنین روحیه تواضع و خاکساری را دارا باشد .

برگرفته از وبلاک: رسانه و فرهنگ ‘اخبار شهرستان مراغه

 

 

لینک دانلود برگزیده آثار استاد کریمی فقط برای اعضا

کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.

 

 



 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در جمعه یکم مهر 1390 ساعت 22:6 موضوع | لینک ثابت


امامزاده سید محمد ( عطاالله )

 امامزاده سید محمد ( عطاالله )

 « عطاالله بن عبدالله بن عبداللطیف بن لطف الله بن فضل الله بن محمد بن حمزه بن ابوالهول بن حمزه بن سراهنگ بن زید بن علی بن عبدارحمن الشجری بن القاسم بن الحسن بن زید بن الامام الحسن علیه السلام از علما و دانشمندان به شمار می رفت و نوادگان او قضاوت شهر ری و مراغه را بر عهده داشته اند .

این همان شجره نامه ایی است که علامه نسابه ضامن بن شدقم به آن اشاره داشته است . مولف کتاب الشجرة الطیبة

باحذف نام عبداللطیف از سلسله نسب وی ، او را در کتابش ذکر نموده است .

اکثر اولاد و نوادگان این سید جلیل القدر از سادات بزرگوار و از علماء کرام و از قضات شهرهای قزوین ، سلطانیه و گیلان بوده اند و آنچه از تاریخ این خاندان مشهود است ، آنها در مناطق آذری زبان شهرهای ایران از جمله قزوین ، زنجان ، آذربایجان و اردبیل سکنی داشته اند . با این حال از تاریخ تولد و وفات او در منابع موجود ذکری به میان نیامده است گمان می رود که وی از دانشمندان و سادات قرن ششم هجری قمری باشد . زیرا بطور حتم ، جد اعلای وی زید بن علی بن عبدالرحمن الشجری در طبرستان به همراه فرزند خود یحیی به سال 255 الی 265 قمری از همراهان حسن بن زید داعی بود و در این شهر سکنی داشته اند و اگر بنا به قول علمای انساب هر سه نسل یکصد سال محاسبه شود ، از آنجاییکه پس از زید ، ده نسل از این خاندان باقی می ماند که معادل 330 سال است و تاریخ 585 یا 590 هجری قمری بدست می آید که این همان ماده تاریخ و یا سال تاریخ وفات این امامزاده واجب التعظیم است . »

بقعه شریف ایشان در داخل شهر مراغه و در خیابان امام خمینی ( ره ) واقع شده و از احترام و اعتقاد خاص مردم برخوردار می باشد . به اعتقاد اهالی بقعه شریف مربوط به نوه ششم جناب جعفر طیار و از نوادگان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام بنام سید محمد مشهور به عطاالله است . 

 

 

.
.

.
.



 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در جمعه یکم مهر 1390 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت


امامزاده سید ابراهیم(ع) مراغه

 

 

 

بقعه امامزاده سید ابراهیم علیه السلام در 5 كیلومتری شرق مراغه در روستای چكان واقع شده است.

این بقعه از دیر باز مورد توجه و احترام خاص اهالی شهرستان مراغه بود و یكی از امامزاده های معروف و مشهور آذربایجان شرقی می باشد.

در تمام فصول سال زائرین جهت زیارت مرقد مطهر این سید جلیل القدر از شهرستان مراغه و شهرستانهای اطراف آن به این مكان مقدس می آیند.در ایام محرم و صفر و روزهای ولادت و شهادت ائمه اطهار بقعه سید ابراهیم (ع)پر از عاشقان عصمت و طهارت و ولایت می شود.

در اربعین حضرت امام حسین سید الشهداء علیه السلام بقعه امامزاده سید ابراهیم (ع)حال و هوای دیگری دارد.بطوریكه مسیر 6 كیلومتری مراغه به بقعه امامزاده مسدود و تردد خودروها به سختی انجام می گیرد و این حضور خالصانه از اول صبح اربعین حسینی تا پاسی از شب ادامه دارد.

این امامزاده در فصول بهار وتابستان شاهد حضور اردوهای مختلف دانشجویی و نیز تورهای سیاحتی و زیارتی است.طبیعت زیبا و دست نخورده اطراف بقعه با باغات سر سبز و دل انگیز و رودخانه ای كه از كنار بقعه همیشه جاری است پذیرای هزاران نفر از دوستداران اولیاء الله و همچنین طبیعت پاك می باشد.این بقعه شریف آرامگاه سید جلیل القدر حضرت امامزاده ابراهیم ابن حسن ابن قاسم ابن عبد الله ابن حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام می باشد.

گفته ها حكایت از این دارد كه نامبرده نوه سوم امام موسی بن جعفر علیه السلام هستند كه در موقع هجرت از سوی مدینه منوره به مشهد مقدس به دست مخالفان و دشمنان امامت و ولایت به شهادت می رسد ودر این مكان دفن می گردد.تاریخ كشف قبر امامزاده سید ابراهیم (ع)به یكصد و هفتاد سال پیش برمی گردد.

در قسمت غربی دیوار حرم نزدیك ضریح مطهر سنگ حجاری شده ای به عرض 80 سانتیمتر و ارتفاع 150 سانتیمتر نصب شده است.كه شرح فضایل آن را به بازدیدتان موكول می كنیم.مساحت عرصه امامزاده حدود 3 هكتار می باشد.

ساختمان بقعه نسبتاً در وسط عرصه قرار گرفته است در قسمت شرقی آن رودخانه محلی جاری است ودراكثر فصول سال پر از آب می باشد.مابین رودخانه و ساختمان بقعه در قسمت شرقی با استفاده از سنگهای رودخانه و دستچین نسبت به طراحی و اجرای فضای سبز بصورت زیبائی اقدام شده و از گونه های مختلف درختان تزیینی استفاده شده است.قسمت غربی امامزاده متصل به روستای چكان است و ورودی قدیمی امازاده ازاین مسیر می باشد.در اطراف بقعه رواقهای در ضلعهای شرقی و شمالی و جنوبی ساخته شده كه زائرین برای استراحت و صرف غذا استفاده می كنند.در زیر رواقهای شرقی به تعداد 12 باب زائرسرا وجود دارد كه در اختیار زائرین قرار می گیرد.

 

 

.
.

.
.


 


 

نوشته شده توسط امیررضانوروزی در جمعه یکم مهر 1390 ساعت 22:1 موضوع | لینک ثابت